اميرعلي عشق مامان و بابا

اميرعلي

عکس های آتلیه 2 سالگی امیرعلی

با تاخیر چند ماهه بازم برگشتیم تا خاطرات و عکس های عشقمون رو تو وبلاگش ثبت کنیم. با نظرتون مارو شاد کنید ضمنا تو نظرهاتون بگین کدوم عکس امیرعلی بهتره؟ مرسی   تفکر!     مسافر کوچولو!   انتظار!   مانکن کوچولو:)   نگاه!   فرشته... ...
1 ارديبهشت 1393

سه تا جشن تولد برای یکسالگی امیرعلی

امیرعلی عزیزم به دلیل اینکه همه دلشون میخواست برات جشن تولد بگیریم و توی جشن تولدت شرکت کنن مجبور شدیم 3 تا جشن برات بگیریم یکی برای خانواده مامان مصی یکی برای خانواده بابا محسن یکی هم برای دوستای خوبمون از اونجاییکه ماه رمضون برای نذری مامانی رفته بودیم ایلام از فرصت استفاده کردیم و یه جشن تولد زودتر از موعد برات گرفتیم. با دایی حمید بردیمت آرایشگاه و با اینکه دوس نداشتی آقاهه به موهات دست بزنه و خیلی گریه کردی ولی آخرش موهاتو فشن کردیم و خیلی باحال شده بودی. اینم عکسای تولدت با خانواده مامان مصی - ایلام 8 مرداد91 این کیک تولدته که مثلاً کله شیره !!!! این هم میز شام و دسر شامل سالاد الویه ، سالاد فصل ، ته چین مرغ ، ژله...
2 آذر 1391

هر شب به دنبال پیشی

امیرعلی عزیزم ؛ از وقتی که پیشی هارو شناختی ، عاشقشون شدی ؛ وقتی یه پیشی میبینی صدای پیشی هارو در میاری. توی کوچمون چند تا گربه هستن که شبا پیداشون میشه .. چند بار بابایی تو رو برده پیششون و تو فهمیدی که پاتوقشون کجاست دیگه از اون به بعد هر وقت شبا از جایی برمیگردیم خونه تو اشاره میکنی به جای پیشی ها و صدای پیشی درمیاری بابایی هم میبرتت تا اونارو تماشا کنی و امون از وقتی که پیشی ها نباشن اونوقته که باید کوچه به کوچه بگردیم تا یه پیشی پیدا کنیم و تو با دیدنش حال کنی ...
25 مرداد 1391

اولین های امیرعلی

اولین لبخند 90/6/2 اولین حمام 90/6/6 اولین سفر هوایی 90/6/31 اولین ماما گفتن 90/8/30 اولین غلت زدن 90/10/30 اولین بوس کردن 90/12/10 اولین چهار دست و پا رفتن 90/12/20 اولین نشستن 90/12/29 اولین مسافرت خوزستان 91/1/3 اولین ایستادن کنار مبل 91/1/6 اولین بای بای 91/1/31 اولین خط خطی با خودکار 91/1/31 اولین زدن برف پاک کن ماشین 91/2/3 اولین نانای 91/2/3 /ا/ولین گفتن گل زمان دیدن فوتبال 91/2/7 اولین دست دسی 91/2/8 اولین گفتن توپ 91/2/9 اولین مسافرت شمال 90/3/9 اولین پارک بازی 91/4/4 اولین دندان امیرعلی 91/4/12 (4تا دندون در مدت 2 هفته در اومد) اولین پایین آمدن از مبل با پای خودش 91/4/15 اولین بالا ...
22 مرداد 1391

حضرت ابوالفضل بفرما نمک!!!

امیرعلی عزیزم دیشب که داشتیم شام میل میفرمودیم ، طبق معمول شما هم از داخل روروئک مشغول تماشای تی وی بودی و مامان مصی داشت بهت غذا میداد که یه دفعه با اون اشاره های معروف و قشنگت دستت رو به سمت سفره گرفتی و با انگشت خوشگلت به یه چیزی اشاره کردی من فکر کردم ماست میخوای یه قاشق ماست آوردم سمت دهنت ولی سرتو کشیدی کنار و دوباره به سفره اشاره کردی   مامان مصی گفت: آب میخواد. منم یه لیوان آب گرفتم جلوی دهنت ولی بازم سرتو کشیدی کنار !!! یعنی چی میخواد ؟ آهان ... نمکدون ...  منم نمکدون رو دادم دستت و با خوشحالی مشغول خوردن در نمکدون شدی مثل اینکه خیلی بهت خوش گذشته بود و از مزه شورش راضی بودی و از اونجایی که خیلی مهربونی و همیشه میخو...
17 مرداد 1391

شیطنت های امیر علی

امیرعلی عزیزم چند روزیه که خیلی شیطون شدی و داری مامانی و بابایی رو اذیت میکنیا از وقتی که یاد گرفتی از مبل بری بالا همش باید دنبالت راه بریم تا خدای نکرده برات اتفاقی نیفته وقتی از مبل میری بالا کلی ذوق میکنی و خوشحال میشی چند وقت دیگه هم از مبل میری روی اوپن و از اونجا هم روی ماکروفر و از روی اون هم میری روی یخچال :)) نمیدونم چه علاقه ای به آشپزخونه داری ؟!!! از دستت یه مبل راحتی گذاشتیم دم در آشپزخونه تا نتونی بری دیروز مامانی گفت از مبل رفتی بالا و از اونورش اومدی پایین و رفتی تو آشپزخونه!!!! کنترل های تلویزیون . ماهواره و سی دی پلیر رو هم که جلوی دستت ببینی، در باطریشون رو در میاری و میندازی اینور اونور هر وقت هم که داریم خو...
1 مرداد 1391

عادتهای منحصر به فرد امیرعلی موقع خواب

امیرعلی جونم یه عادت خوشگل و بامزه ای که داره اینه که موقعی که خوابش میاد و یواش یواش داره خوابش میگیره با پنجه پشت سرشو میخوارونه . انگاری که هیپوتالاموسش (هیپوتالاموس : مرکز کنترل خواب در مغز) از بس فعال میشه که شروع به خارش میکنه  بابایی جون نمیدونم تا کی این عادت خوشگلت رو ادامه میدی ولی امیدوارم که همیشه همینطوری باشه چون یکی از نکات مثبت قضیه اینه که این حرکت جالب و خاروندن پشت سرت نشون میده که دیگه خوابت میاد و یواش یواش باید آماده خوابیدن بشی. همونطور که قبلنا هم گفته شد بابامحسن موقعی که میخواد امیرعلی رو بخوابونه شعر «ای مه من» شجریان رو برای امیرعلی میخونه . امیرعلی هم انگار شرطی شده و به همراه بابامحسن شروع م...
26 تير 1391

امیرعلی در حال زنبور خوردن

من نمیدونم تو این همه چیزای خوشمزه و خوردنی اعم از سرلاک با طعم های متنوع یا نون و ماست یا موز یا سوپهای خوشمزه ای که مامان مصی برات درست میکنه چرا گیر میدی به شاخک زنبور روی روروئکت؟!!! از راه دور شاخکای زنبورو نشون میکنی و چهار دست و پا میری و بهشون که میرسی با اشتهای کامل ملچ مولوچ میخوریشون؟ کاش زبون داشتی یه کمی توضیح میدادی برامون که چه انگیزه ای از خوردنشون داری؟ البته احتمال خیلی زیاد میدیم که لثه های خوشگلت رو داری با اون شاخکا میخارونی . امیرعلی جون داره 9 ماهت تموم میشه ولی هنوز اثری از دندونات نیست!!!! تو همه چیز ماشالا ماشالا زرنگی ولی تو دندون درآوردن تنبل شدیا   ...
25 ارديبهشت 1391