X
اميرعلي عشق مامان و بابا
اميرعلي
تاريخ : دوشنبه 1 / 2 / 1393 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 207 مرتبه

با تاخیر چند ماهه بازم برگشتیم تا خاطرات و عکس های عشقمون رو تو وبلاگش ثبت کنیم. با نظرتون مارو شاد کنید لبخند

ضمنا تو نظرهاتون بگین کدوم عکس امیرعلی بهتره؟ مرسیقلب

 

تفکر!

2سالگی

 

 

مسافر کوچولو!

 

انتظار!

 

مانکن کوچولو:)

 

نگاه!

 

فرشته...




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 1 / 2 / 1393 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 594 مرتبه



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 2 / 9 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 544 مرتبه



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 2 / 9 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 2517 مرتبه

امیرعلی عزیزم به دلیل اینکه همه دلشون میخواست برات جشن تولد بگیریم و توی جشن تولدت شرکت کنن مجبور شدیم 3 تا جشن برات بگیریم یکی برای خانواده مامان مصی یکی برای خانواده بابا محسن یکی هم برای دوستای خوبمون

از اونجاییکه ماه رمضون برای نذری مامانی رفته بودیم ایلام از فرصت استفاده کردیم و یه جشن تولد زودتر از موعد برات گرفتیم. با دایی حمید بردیمت آرایشگاه و با اینکه دوس نداشتی آقاهه به موهات دست بزنه و خیلی گریه کردی ولی آخرش موهاتو فشن کردیم و خیلی باحال شده بودی.

اینم عکسای تولدت با خانواده مامان مصی - ایلام 8 مرداد91

این کیک تولدته که مثلاً کله شیره !!!!

این هم میز شام و دسر شامل سالاد الویه ، سالاد فصل ، ته چین مرغ ، ژله ، حلوای بگل (حلوای محلی که از خرما و کشک درست میشه)، نوشیدنی و میوه

اینجا هم دوس نداشتی کلاه بذاریم سرت و کلی گریه کردیگریه

یه عکس خوشگل تو بغل بابا محسن

حسین و عماد پسرخاله های مهربون و بامعرفت

یه عکس خوشگل هم تو بغل دایی حمید

تولد دوم با خانواده بابا محسن - کرج 31 مرداد91

اینم کیک تولد دومته

بابایی قربون چشمات برهقلب کجارو داری نگاه میکنی؟

یه عکس خوشگل خانوادگی

یه عکس هم با پدر جون و مامان معصومه که پدر جون یواشکی کلاه گذاشته رو سرتنیشخند

عمو مصطفی و ابوالفضل پسرعموی شیطونتچشمک و دختر عموهای نازت محبوبه و فائزه

تولد سوم برای دوستان - کرج 3 مرداد 91

 برای تولد سوم دوستای خوبمون رو دعوت کردیم. عمو علی با کوروش ، عمو منصور شیطون با مبین ، عمو وحید با آریاجان ، عمو اردشیر معروف به عمو استاد ، عمو محسن معروف به بچه تیز ، عمو سهیل مهربون و عمو علی هاچبک همراه با خانوماشون اومده بودن و یه جمع باحالی دور هم بودیم که کلی رقص و شادی کردیم و بعد از صرف شام و دسر کلی عکس گرفتیم. عمو منصور هم شیطونیش گل کرد و وسط عکس گرفتن 2 تا از بادکنکارو ترکوند و صداش باعث شد تو بترسی و کلی گریه کنی و مامانی هم عمو منصورو دعوا کرد. بعد از اون هم نوبت کادوها و کیک خوری شد عمو علی 60 تومن عمو استاد 50 تومن عمو وحید یه سکه پارسیان عمو منصور بولیز شلوار عمو محسن کارت هدیه 20 تومنی عمو سهیل یه مینی بوس موزیکال و عمو علی هاچبک هم یه بن بن بون خارجی هدیه دادن که جا داره از همشون قدردانی بشه لبخند 

آخر جشن هم عمو استاد برامون تار زد و بقیه هم باهاش همخونی کردن و خیلی خیلی خوش گذشت . تو هم وسط مجلس برای خودت این ور اونور میرفتی و تمرین راه رفتن میکردی

اینم چند تا عکس منتخب :

میز شام و دسر و میوه شامل اولویه ، کوکوی مرغ ، سالاد ماکارونی ، اسنک ، ژله ، سالاد فصل و نوشیدنی

 

کیک 1 برای امیرعلی نازنین

بیا شمعارو فوت کن تا 100 سال زنده باشی مژه

یه نگاه زیبا قلب

از راست به چپ : آریا - کوروش - امیرعلی - مبین

اینم عکس عمو محسن تیز و عمو علی هاچبک و عمو سهیل مهربون در کنار بابایی که یاد بچگیاشون افتادن گاوچران

 




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 25 / 5 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 525 مرتبه

امیرعلی عزیزم ؛ از وقتی که پیشی هارو شناختی ، عاشقشون شدیقلب ؛ وقتی یه پیشی میبینی صدای پیشی هارو در میاری. توی کوچمون چند تا گربه هستن که شبا پیداشون میشه .. چند بار بابایی تو رو برده پیششون و تو فهمیدی که پاتوقشون کجاست دیگه از اون به بعد هر وقت شبا از جایی برمیگردیم خونه تو اشاره میکنی به جای پیشی ها و صدای پیشی درمیاری بابایی هم میبرتت تا اونارو تماشا کنیمژه و امون از وقتی که پیشی ها نباشنافسوس اونوقته که باید کوچه به کوچه بگردیم تا یه پیشی پیدا کنیم و تو با دیدنش حال کنیچشم




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 22 / 5 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 855 مرتبه

اولین لبخند 90/6/2

اولین حمام 90/6/6

اولین سفر هوایی 90/6/31

اولین ماما گفتن 90/8/30

اولین غلت زدن 90/10/30

اولین بوس کردن 90/12/10

اولین چهار دست و پا رفتن 90/12/20

اولین نشستن 90/12/29

اولین مسافرت خوزستان 91/1/3

اولین ایستادن کنار مبل 91/1/6

اولین بای بای 91/1/31

اولین خط خطی با خودکار 91/1/31

اولین زدن برف پاک کن ماشین 91/2/3

اولین نانای 91/2/3

/ا/ولین گفتن گل زمان دیدن فوتبال 91/2/7

اولین دست دسی 91/2/8

اولین گفتن توپ 91/2/9

اولین مسافرت شمال 90/3/9

اولین پارک بازی 91/4/4

اولین دندان امیرعلی 91/4/12 (4تا دندون در مدت 2 هفته در اومد)

اولین پایین آمدن از مبل با پای خودش 91/4/15

اولین بالا رفتن از مبل 91/4/20

اولین ایستادن بدون کمک و گرفتن از جایی 90/4/25

اولین تاتی تاتی (راه رفتن) 91/4/29

اولین بازی کلاغ پر و اتل متل توتوله 91/5/10

اولین بابا گفتن 91/5/18

اولین میو گفتن(صدای پیشی) 91/5/20

 

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 17 / 5 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 525 مرتبه

امیرعلی عزیزم دیشب که داشتیم شام میل میفرمودیم ، طبق معمول شما هم از داخل روروئک مشغول تماشای تی وی بودی و مامان مصی داشت بهت غذا میداد که یه دفعه با اون اشاره های معروف و قشنگت دستت رو به سمت سفره گرفتی و با انگشت خوشگلت به یه چیزی اشاره کردی خوشمزه من فکر کردم ماست میخوای یه قاشق ماست آوردم سمت دهنت ولی سرتو کشیدی کنار و دوباره به سفره اشاره کردی متفکر  مامان مصی گفت: آب میخواد. منم یه لیوان آب گرفتم جلوی دهنت ولی بازم سرتو کشیدی کنار !!! یعنی چی میخواد ؟سوال آهان ... نمکدون ... چشمک منم نمکدون رو دادم دستت و با خوشحالی مشغول خوردن در نمکدون شدی خوشمزه مثل اینکه خیلی بهت خوش گذشته بود و از مزه شورش راضی بودی و از اونجایی که خیلی مهربونی و همیشه میخوای مامان و بابارو هم در شادیهات سهیم کنی نمکدون رو به سمت مامانی گرفتی تا اون هم لذتش رو ببره بعدش به سمت من گرفتی و من هم با خوردن در نمکدون و به به و  چه چه کردن، رضایت خودم رو اعلام کردم در همین حین بود که دست و دلبازی تو به نقطه اوجش رسید و نمکدون رو به سمت تابلوی عکس حضرت ابوالفضل گرفتی و گفتی ابوووو !!! لبخند الهی من فدای مهربونی تو بشم قلب الهی حضرت ابوالفضل همیشه نگهدارت باشه لبخند معلوم شد که تو هم حضرت ابوالفضل رو خیلی دوست داری قلب




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 1 / 5 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 534 مرتبه

امیرعلی عزیزم چند روزیه که خیلی شیطون شدی و داری مامانی و بابایی رو اذیت میکنیا از وقتی که یاد گرفتی از مبل بری بالا همش باید دنبالت راه بریم تا خدای نکرده برات اتفاقی نیفته وقتی از مبل میری بالا کلی ذوق میکنی و خوشحال میشیمژه چند وقت دیگه هم از مبل میری روی اوپن و از اونجا هم روی ماکروفر و از روی اون هم میری روی یخچال :))چشمک

نمیدونم چه علاقه ای به آشپزخونه داری ؟!!!متفکر از دستت یه مبل راحتی گذاشتیم دم در آشپزخونه تا نتونی بری دیروز مامانی گفت از مبل رفتی بالا و از اونورش اومدی پایین و رفتی تو آشپزخونه!!!!تعجب

کنترل های تلویزیون . ماهواره و سی دی پلیر رو هم که جلوی دستت ببینی، در باطریشون رو در میاری و میندازی اینور اونور اوه

هر وقت هم که داریم خونه رو جارو میکنیم میفتی دنبال این جارو برقی و میخوای سوارش بشی!!!گاوچران یه عالمه وسیله بازی داری مخصوصاً اون واکر اژدها خوشگله که باید سوارش بشی ولی ولش میکنی میفتی دنبال جارو برقی هی سیمشو جمع میکنی!!! هی خاموشش میکنی!!! از دست توی شیطون!کلافه

شبا هم که دیر میخوابی همیشه در برابر خوابیدن مقاومت میکنی و انگار از خوابیدن بدت میاد!!!!گریه دیشب هم تا صبح توی خواب وول خوردی و بیدار شدی و مامانی رو اذیت کردی!! نمیدونم بچه های مردم چجوری شب میخوابن و صبح بیدار میشن ولی جنابعالی هر یک ساعت باید بیدار بشی و شیر میل بفرمایید !!!خوشمزه

وقتی هم که داریم با کامپیوتر کار میکنیم میای سراغمون و گیر میدی که به کیبورد کامپیوتر دست بزنی یا اینکه یه دفعه دکمه پاور رو میزنی و کلاً سیستمو خاموش میکنیقهر میدونم دیگه 2 سالت بشه یه لپ تاپ ازمون میخوای !! استرس

دیشب هم که داشتم ال سی دی رو از روی پایه جدا میکردم تا روی استند نصب کنم ( به خاطر اینکه جنابعالی دیگه دستت نرسه به تلویزیون ) اومدی بالای سرم و گیر دادی پیچ گوشتی و آچار بگیری دستت و به من کمک کنی!نیشخند

 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 26 / 4 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 676 مرتبه

امیرعلی جونم یه عادت خوشگل و بامزه ای که داره اینه که موقعی که خوابش میاد و یواش یواش داره خوابش میگیره با پنجه پشت سرشو میخوارونه تعجب. انگاری که هیپوتالاموسش (هیپوتالاموس : مرکز کنترل خواب در مغز) از بس فعال میشه که شروع به خارش میکنه نیشخند بابایی جون نمیدونم تا کی این عادت خوشگلت رو ادامه میدی ولی امیدوارم که همیشه همینطوری باشه چون یکی از نکات مثبت قضیه اینه که این حرکت جالب و خاروندن پشت سرت نشون میده که دیگه خوابت میاد و یواش یواش باید آماده خوابیدن بشی.

همونطور که قبلنا هم گفته شد بابامحسن موقعی که میخواد امیرعلی رو بخوابونه شعر «ای مه من» شجریان رو برای امیرعلی میخونه . امیرعلی هم انگار شرطی شده و به همراه بابامحسن شروع میکنه به خوندن و اده بده کردن . خداوکیلی استاد شجریان باید بیاد از دیدن این لحظه مستفیض بشهچشمک

یه عادت قشنگ دیگش اینه که هر چیزی که دوست داره اعم از خوردنی یا اسباب بازی که قبل از خواب توی دستش گرفته همچنان توی دستش نگه میداره تا خوابش بگیره حتی در زمان خوابش هم اون رو از دستش ول نمیکنه.

وقتی هم که امیرعلی از خواب بیدار میشه تا یه دقیقه حالت ویبره داره و مثه بید میلرزهنیشخند مخصوصاً زمانی که توی ماشین خوابیده و ماشین توقف میکنه و بابایی ترمز دستی رو میکشه امیرعلی با شنیدن صدای ترمز دستی از خواب میپره و شروع به لرزش شدید میکنه و از بابایی میخواد که بغلش کنه و با خودش ببردش بیرونبغل




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 25 / 2 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : 633 مرتبه

من نمیدونم تو این همه چیزای خوشمزه و خوردنی اعم از سرلاک با طعم های متنوع یا نون و ماست یا موز یا سوپهای خوشمزه ای که مامان مصی برات درست میکنه چرا گیر میدی به شاخک زنبور روی روروئکت؟!!!سوال

از راه دور شاخکای زنبورو نشون میکنی و چهار دست و پا میری و بهشون که میرسی با اشتهای کامل ملچ مولوچ میخوریشون؟ کاش زبون داشتی یه کمی توضیح میدادی برامون که چه انگیزه ای از خوردنشون داری؟ البته احتمال خیلی زیاد میدیم که لثه های خوشگلت رو داری با اون شاخکا میخارونی . امیرعلی جون داره 9 ماهت تموم میشه ولی هنوز اثری از دندونات نیست!!!! تو همه چیز ماشالا ماشالا زرنگی ولی تو دندون درآوردن تنبل شدیا نگران 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 18 / 2 / 1391 | نویسنده : معصومه سليمان ن‍ژاد و محسن بيك وردي
بازدید : مرتبه




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 8 نفر
بازديدهاي ديروز : 57 نفر
بازدید هفته قبل : 153 نفر
كل بازديدها : 76724 نفر